انفاق در راه باطل، حسرت كافران از انفاقهايشان ، فرق انفاق مومن و انفاق كافر
ان الذين كفروا ينفقون اموالهم ليصدوا عن سبيل الله همانا كافران،مخالفان شما پولهايشان را خرج مىكنند براى مبارزه باشما و براى اينكه جلوى راه حق را بگيرند.«انفاق»پول خرج كردناست در راه يك منظور و مقصود.ينفقون اموالهم اموالشان را انفاقمىكنند.كافر انفاق مىكند.همه انفاقها در راه خدا نيست،برخىانفاقها در راه باطل است.ثروت خودشان را انفاق مىكنند براىاينكه جلوى راه حقى را كه پيغمبر باز كرده و شما به دنبالش مىرويدبگيرند، اين چشمه را از سرچشمه خشك بكنند.بعد تاكيد مىكندكه اين كه من مىگويم،مربوط به گذشته تنها نيست،در آينده همچنين جريانهايى رخ خواهد داد كه كافران براى اينكه مانعى براى راهخدا به وجود آورند پولها خرج خواهند كرد:فسينفقونها(«س»كه دراول فعل مضارع مىآيد،يعنى در آينده،براى استقبال است.)در آينده نزديك پولها در اين راه خرج خواهند كرد.اما نتيجه نهايى چيست؟
حسرت كافران از انفاقهايشان
آيا از اين پول خرج كردنهاى خود نصيبى خواهند برد و موفقيتى كسبخواهند كرد؟ ثم تكون عليهم حسرة .فقط آن داغش در دل اينها باقىمىماند كه اى افسوس اينهمه پول خرج كرديم آخرش هم به نتيجهنرسيديم.
فرق انفاق مومن و انفاق كافر
چون فرق است ميان پولى كه يك نفر مؤمن در راه خدا و براىخدا خرج مىكند[و پولى كه يك نفر كافر براى مسدود كردن راهخدا خرج مىكند.]مؤمن هيچ وقتحسرت نخواهد خورد، اعم ازآنكه در راهى كه خرج مىكند،به نتيجه برسد يا نرسد.البته مؤمنبايد در راهى خرج بكند كه به نتيجه برسد نه مثل بعضى از اشخاصكه وقتى به او مىگويى آقا اين پولت را كه در فلان راه مىدهى بهخيال خودت به نام خير،براى چه مىدهى؟مىگويد من مىدهم،بهگردن او،بگذار او برود به جهنم.نه،تو هم مىروى به جهنم.تو همكه پولت را به آدمى مىدهى كه خودت به او اعتماد ندارى و نمىدانىنتيجه نهايى اين پول خرج كردن چيست و آيا به نفع اسلام استيا نه[مستحق كيفر هستى].مىگويد من به اين حرفها چه كار دارم؟!مناز گردن خودم رد مىكنم،بگذار او برود جهنم.نه،تو هم كه پول مىدهىبه نام خدا و اسلام ولى در نهايت امر اين پول صرف اشخاص يا امورىمىشود كه بر ضرر اسلام است،به جهنم مىروى. ولى اگر يك نفرمؤمن آن مقدارى كه بر او لازم و واجب است،سعى و كوشش خود راكرد كه پولش را در راهى خرج كند كه راه خير باشد،اما از آنجا كهبشر است و گاهى اشتباه مىكند نتيجهاى نگرفت،وجدانش آراماست چون او به حسب نيت صادقانه خودش و به حسب سعى و كوشش خودش در راه خدا داده است ولى تصادفا به نتيجه نرسيدهاست.ولى آدمى كه خدا را نمىشناسد و به تعبير قرآن كافر است و فقطبراى هدفهاى فردى و شخصى و مادى[كار مىكند]و دنبال آز وشهوت خودش است،وقتى پول خرج مىكند براى اينكه به مقاصدشبرسد و بعد مىبيند نمىرسد،داغى مىشود در دلش.قرآن هممىفرمايد: ثم تكون عليهم حسرة اين پول خرج كردنها به صورتيك حسرتهايى بر روى اينها باقى خواهد ماند.آيا در همين جا تماممىشود؟اينها پولى خرج مىكنند و بعد به نتيجه نمىرسد و حسرتش بهدلشان مىماند؟نه. ثم يغلبون در مرحله بعد خودشان شكستمىخورند و نابود مىشوند. در مرحله اول،برنامهشان شكستمىخورد و در مرحله دوم خودشان.اين آيات در اوايل ورودپيغمبر اكرم(ص)به مدينه نازل شده است،چون آيات بعد[دربارهجنگ]بدر است.جنگ بدر در سال دوم هجرت واقع شد و اين آياتآن طور كه مفسرين مىگويند در همين سال نازل شده است و تاآن وقت هنوز كفار،هم از نظر عده و هم از نظر عده،هم از نظر مال وثروت و اقتصاد و هم از نظر نظامى خيلى قويتر از مسلمين بودند.قرآندارد آيندهاى را كه به حسب ظاهر پيشبينىاش مشكل بود به صورتغيب خبر مىدهد كه در آينده اينها پولها خرج خواهند كرد و همين پولخرج كردنها به صورت حسرتهايى در دل اينها باقى خواهد ماند و درنهايت امر هم خودشان مغلوب مىشوند و شكست مىخورند،كه درفتح مكه قضيه رخ داد. آيا در همين جا قضيه خاتمه پيدا مىكند؟پولخرج كردن و بعد هم حسرت كشيدن و بعد هم شكستخوردن؟نه، آن بعدش به مراتب بالاتر است. ثم الذين كفروا الى جهنميحشرون تمام اينها در جهنم جمع خواهند شد.
پس اين آيهاى كه خواندم مشتمل بر چهار قسمت بود.يكىاينكه كافران بيكار نخواهند نشست و در آينده پول زيادى خرج خواهندكرد.دوم اينكه خودشان خواهند ديد كه اين پول خرج كردنها بهنتيجه نرسيد،و حسرت اين پولها در دلشان باقى مىماند.مرحله سوماينكه خودشان شكست نهايى خواهند خورد،كه در فتح مكه شكستخوردند.مرحله چهارم،آن آينده بسيار تاريك آنهاست كه محشور شدنآنان در جهنم است.
نظرات شما عزیزان: